پادکست 5 – آمادهشدن برای رفتن سَرِ کار
پادکستِ 5: آمادهشدن برای رفتن سَر کار
مریم: میدونی آرش! من یکی از دغدغههایِ هر شَبَم اینه که فرداش چی باید بپوشم-و برم سَرِکار!
آرش: واقعاً؟! چرا؟
مریم: آخه من یهعالم تیشرت-و پیرَن-و شَلوار-و دامن-و کُت-و ژاکت-و کمربند-و لباسایِ جور-واجور-و رنگیپَنگی دارم که سِتکَردَنِشون باهم خیلی سخته!
آرش: مگه تو، خواهرت، طرّاحِلباس نیس؟! چرا تو اینکار اَزَش کمکنمیگیری؟
مریم: ایبابا، خدا پِدَرت-و بیامُرزه؛ اون اینقَد سرش شلوغه که دیگه وقتِ این کارا-رو نداره.
آرش: خُبدیگه؛ اینم یکی از دردِسرایِ زیاد لباس خریدنه. اگه مِثِ من فقط چَندَس لباس داشتهباشی، دیگه از این دردسرا نداری.
توضیح واژگان
در ابتدا مریم میگه: “من یکی از دغدغههایِ هر شَبَم اینه که فرداش چی باید بپوشم-و برم سَرِ کار!”
دَغدَغه: یعنی نگرانی؛ پریشانییِ فکر؛
مثلاً میگیم: بیمارِتون باید در آرامشِکامل باشه و هَرگونه دغدغه-و نگرانی، براش خطرناکه.
آرش میپرسه: چرا؟؛ و مریم در جوابش میگه: “آخه من یهعالم تیشرت-و پیرَن-و شلوار-و دامن-و کت-و ژاکت-و کمربند-و لباسایِ جور-واجور-و رنگیپَنگی دارم که سِتکردَنِشون باهم خیلی سخته!”
آخه: یعنی چون؛ زیرا؛
مثلاْ میگیم: سَرِ شب خوابیدم، آخه خیلی خسته بودم.
یهعالم: یعنی خیلی؛ بسیار؛ زیاد؛
مثلاً میگیم: یهعالم کتابِ نخونده تو کتابخونَهم دارم.
کمربَند: یعنی تسمه یا نوارِ نسبتاً پهنی از جنسِچرم، پارچه، و مانندِ اونا که رویِ لباس، به کمر بستهمیشه.
مثلاً میگیم: این کمربند-و نَبند، به این شلوار نمیاد.
جور-واجور: یعنی گوناگون؛
مثلاً میگیم: من عاشقِ فَندَکَم؛ یهعالمه فندکایِ جور-واجور دارم.
رَنگیپَنگی: یعنی رنگ-و-وارنگ؛ دارایِ رنگهایِ مختلف-و مُتِنَوِّع؛
مثلاً میگیم: دخترم عاشقِ جورابایِ رنگیپنگییه؛ از هر رنگی بخوای، جوراب داره.
سِتکردن: یعنی هماهَنگ، همخوان، یا همرنگکردن؛
مثلاً میگیم: نسرین از اون آدمایییه که دوسداره همهچی-رو باهم سِتکنه.
بعد آرش میپُرسه: “مگه تو، خواهرت، طرّاحِلباس نیس؟! “
طرّاحِلباس: یعنی کسی که کارِش طرّاحییِ مُدلِ لباسه؛
مثلاً میگیم: دُختَرِشون دوسداره وقتی بزرگشد، طرّاحِلباس بشه.
آرش در ادامه میپُرسه: “چرا تو اینکار اَزَش کمکنمیگیری؟”
از کسی/چیزی کمکگرفتن: یعنی انجامدادنِ کاری با همکاری-و یارییِ اونشخص یا اونچیز؛
مثلاً میگیم: وقتی بچّهها-رو میبرین اُردو، بهتره تو کارا از هَمَهشون کمکبگیرین.
مریم جوابمیده: “ایبابا، خدا پدرت-و بیامُرزه؛ اون اینقَد سَرِش شلوغه که دیگه وقت اینکارا-رو نداره.”
ایبابا!: تکیهکلامی برای بیانِ تعجّب، اعتراض، یا ردِّ سخنِ مخاطب بالحنی دوستانَهس؛
مثلاً میگیم: ایبابا! چرا بِهِم نگفتین امشب قراره مهمون بیاد؟
خدا پدرت-و بیامُرزه!: عبارتییه که در اینجا برای رَدِّ دوستانهیِ نَظَر یا پیشنهادِ طَرَفِ مقابل بهکارمیره؛
مثلاً میگیم: خدا پدرت-و بیامُرزه! این حقوقی که تو به من پیشنهاددادی نصفِ هزینههایِ ماهانهیِ مَنَم پوشِشنمیده.
اینقَد: شکلِگفتارییِ “اینقدر”، یعنی خیلی؛
مثلاً میگیم: اینقد عجلهکرد که موبایلش-و جاگُذاشت.
سَرِ کسی شلوغ بودن: یعنی وظایف-و مسئولیتهایِ مُتِعَدِّد بَرعُهدهداشتن؛ خیلی کار داشتن؛
مثلاْ میگیم: حتماً اونقد سرِشون شلوغه که یادِشونرفته من اینجام.
که دیگه: در اینجا یعنی درنتیجه؛ بهطوریکه؛
مثلاْ میگیم: اونقد خورده که دیگه نمیتونه از جاش بلندشه.
و در انتها آرش میگه: “خُبدیگه؛ اینم یکی از دردسرایِ زیاد لباس خریدنه.”
خُبدیگه: برای بیانِ تأکید بهکارمیره؛
مثلاً میگیم: خُبدیگه؛ وقتِ اِمتحان تمومه؛ لطفاً برگههاتون-و بدین.
دردِسَر: یعنی گِرفتاری؛ زحمت؛ دُشواری؛
مثلاً میگیم: صادرات-و واردات، دردِسَرِش زیاده؛ بهتره یهکارِ راحتتر پیداکُنی.
بعد آرش ادامهمیده: “اگه مثِ من فقط چندس لباس داشتهباشی، دیگه از این دَردِسَرا نداری.”
چَن: شکلِگفتارییِ “چند”، بهمعنییِ تعدادِ نامعلوم وَ نامعیّن؛
مثلاً میگیم: اگه چنتا گُلدون تو اتاقت بذاری، اتاقت خیلی زیبا میشه.
دَس، لباس: شکلِگفتاریی “دست، لباس”، یعنی یهسِت یا یهمجموعهیِ کامل از یهلباس؛ واحدِ شمارشِ لباس؛
مثلاً میگیم: دو دس لباسِ مهمونی داره؛ یهدَس برا مهمونییایِ رسمی، یهدَسَم برا مهمونییایِ خودِمونی.
یا مثلاً میگیم: دودس کت-وشلوار؛ یهدس کت-ودامن
دیگه: شکلِگفتارییِ “دیگر”، بهمعنییِ پس از آن؛ پس از این؛ از این پَس؛ بعد از این؛ از این به بعد؛
مثلاً میگیم: دیگه تو این زمین، فوتبال بازینمیکنم؛ زمینش خیلی داغونه.
و حالا یهبارِ دیگه، اینبار با سرعتِعادی به گفت-وگو گوشکنین.
شما هم خیلی لباس دارین-و نمیدونین برایِ رفتن سَرِ کار چی بپوشین؟ ستکردنِ لباساتون-و خودتون انجاممیدین، یا از بقیه کمکمیگیرین؟
امیدواریم که شما مشکلِ مریم-و نداشتهباشین.
و در پایان امیدواریم که از شنیدنِ پادکستِ امروزِ ما لذّت برده-و از اون استفادهکردهباشین.
برایِ شنیدنِ پادکستایِ قبلییِ ما میتونین بهآدرسِ farsi-amiyaneh.com مراجعهکنین.
تا پادکستِ بعدییِ فارسییِ عامیانه، شاد باشین.